عمر الخيام النيشابوري ( مترجم : قاسم انصاري )

9

رسالة جواباً لثلاث رسائل ( دورساله فلسفى )

من الجهّال ، ويسمها بسمة الالحاد ليفتح لنفسه باب التدمير على أصحابها ، فتخفى حاله بانقراضهم وانمحاقها ، والجافي منهم المتقلب بالانصاف يستمع لها استماع معاند يرجع في عقباه إلى نذالة الأصل ، ويظهر الحكمة البالغة في قوله : « فما المنفعة فيها ؟ » جهلا منه بفضيلة الانسان على سائر لحيوان » : را با آن دشمن كنند ، ودانشها را به الحاد منسوب ميكنند تا باب هلاكت أهل دانش را بگشايند وبه تبع آن با انقراض وخاموشى ايشان حال خود را مخفى نگاه‌دارند . وزشتكارترين ايشان - كه خود را به ريا ، منصف ميخوانند - به سخنان دانشيان گوش فراميدارند تا به أصل بد خود بازگردند وبا تظاهر به حكمت بالغه ، با ناآگاهى از برترى انسان بر حيوان ، ميگويند « در آن ، چه منفعتى هست ؟ » . عرض كردم كه دانشيان ، ظلم وستم مضاعف را متحمّل شده‌اند . اينان ، علاوة بر همهء سختيهاى زندگى در تحت تسلّط حاكمى قلدر وددخو وزيادة طلب ، ويا بيعرضه وسايه طلب وشكمباره ( ونيز زنباره وغلامباره ) ، كه همهء مردم ودر آن ميان دانشيان نيز ، گرفتار آن بودند ، عالمان ، هم از عوام وهم از خواصّ گونه‌ها رنجيده خاطر ميبودند . أبو ريحان از چه كساني رنجيده خاطر است ؟ . از « همگان » كه به « أهل فضل وآراستگان به علم » « أنواع ظلم وبيداد روا ميدارند » ، اين از عوام . ونيز از آنان كه « بر مركب تنافس ( آرزوى خام ) » ولا بد همچشمى با دانشيان سوارند ودانشيان را به « الحاد » نسبت ميدهند تا زمينهء كينهء حاكم يا عوام را فرآهم بياورند كه يا كشته شوند ويا خاموشى گزينند ، تا ميدان براي اظهار وجود بيدانشان وعالم نمايان گشاده‌تر شود . اين هم از خواصّ گونه‌ها . حتما خواننده به فراست دريافته است كه « خواصّ گونه » ها ، متفاوت وجز